طرهان در دوران قاجار یکی از مناطق تأثیرگذار در تاریخ لرستان محسوب میشده چراکه این بخش از سرزمین لرستان علاوهبر پیشینه کهن تاریخی و شرایط خاص جغرافیایی و داشتن مرز مشترک با دو استان کرمانشاه و ایلام، محل سکونت ایلات و طوایف بزرگی بوده که علاوهبر حکمرانی موروثی بر سرزمین طرهان، در بسیاری از رویدادهای سیاسی و اجتماعی لرستان نقش بسزایی داشتهاند.
مردمان این سرزمین خود و نیاکانشان همواره تاریخ از بنیانهای حیات عشیرهای و قبیلهای خود با تمام وجود در برابر نیروهای بیگانه دفاع کردهاند. اما این سرزمین با فرهنگی غنی یک آفت تاریخی دارد که این آفت چون خوره سالها و بلکه دهههاست سایه شوم فقر و بدبختی و فلاکت را بر سر آن نازل کرده است.
این آفت چه میتواند باشد جز سیاست و سیاستزدگی! سالهاست که طرهان به محلی براي كارورزي برخي نوچهسياسيون گشته كه توانستهاند براي اندك زماني بهعنوان دوره آموزشي، پلههاي صعود اجرايي و سياسي خويش را بگذرانند. افراد بسیاری آمدند و رفتند، از راست و چپ و میانه هرکدام مدعی بودند، اما دریغ از درصد رشدی و و ناچیز تغییری!
کوهدشت با وجود منابع و ثروتها و سرمایههای عظیم آن بهگونهای شایسته، توسعه نیافته است. یافتهها نشان میدهد که جهت دستیابی به توسعه پایدار و انسانی در مفهوم نوین توسعه، سهم عوامل درونزا و داخلی بیش از پیش است که در این میان نظام برنامهریزی و تصمیمگیری، تعریف نشدن حقوق شهروندی، ضعف و فقدان وجود نهادهای مردم نهاد و از سیاستزدگی در همهی مسائل از مهمترین نکاتی است که کوهدشت با آن روبهرو بوده که خود علتی برای بهوجود آمدن مسائل دیگر و در نهایت توسعهنیافتگی این منطقه شده است.
تنها موضوعی که همیشه و همواره به بحث اصلي و محاورهاي مردم کوهدشت و رومشکان در بسياري از محافل، چه جشنها، عزاداريها و نشستهاي خانوادگي تبديل شده است، بحث انتخابات و مهمتر از همه انتخابات مجلس بوده و هست و خواهد بود. موضوعي كه گويا از نان شب نيز مهمتر شده و مردم سرنوشت و آينده خويش را در چگونگي سير تحقق آن ميبينند.
اما این حجم از سیاست و سیاستبازی چیزی جز عدم توسعه بهدنبال نداشته و با وجود این سیل از نيروهاي جوان كه توانمنديهاي خويش را در عرصههاي مختلف به اثبات رساندهاند، همچنان معاملات سياسي و رفاقتي برخي آقايان چه در مرکز کشور و چه در مرکز استان موجب شده كه تحقق طرهانی آباد و پیشرفته به رویایی دستنیافتنی تبدیل شود.
سياستمداران زیادی از این سرزمین نقشآفرین بسیاری از امور کشور و استان بودهاند و هرکدامشان به تنهایی میتوانستند که این همه جور و جفا را بردارند از سر این منطقه، اما یا نخواستند و یا بازی سیاست چنان درگیرشان کرد که فراموش کردند از کجا و برای چه آمده بودند؟
پتانسیل بالای منطقه کوهدشت در بحث کشاورزی که یکی از قطبهای کشاورزی کشور محسوب میشد، فقط و فقط بهخاطر نخواستن چندنفر رو به نابودی است. چندنفری که نمیتوانند ببینند با ساخت یک سد نهتنها یک شهرستان، بلکه یک استان از فلاکت نجات پیدا میکند. شُل کن سفتکنهای عدهای برای ساخت سد معشوره باعث شده که هرساله حسرت رفتن میلیونها مترمکعب روانآب از استانی را بخوریم که در بهار و تابستان مشکل آب دارد.
پتانسیل گردشگری کوهدشت و رومشکان خود یک تاریخ است. رنگیننگارههای صخرهای ۱۲۵۰۰ سالهی هومیان و کوه میرملاس، معبدهای سرخدُم لری و سرخدُم لکی مربوط به دوران کاسیتها، گور نگارههای تاریخی، ژئو پارک شیرز، تنگه کاکیزه، تنگه ساز بن، غار بتخانه، انارستان تنگه سیاب، رودخانه سیمره، تنگه بریجان و دهها مکان توریستی و گردشگری که فقط فریاد نامدیریتی سر میدهند.
چهاردهه از انقلاب میگذرد و این منطقه هنوز زجر سیاسیونی را میخورد که فارغ از دردهای مردم و بهدور از نگاه توسعهای بهدنبال منافع شخصی و گاهاً حزبی خود و رفقایشان هستند و فرقی ندارد راست باشی یا چپ و یا حتا میانه، اینجا اگر در مسیر سیاست گروه پیروز باشی حق سوار شدن داری و فرصتی چهار یا هشت ساله برای جولان، وگرنه باید پشت خط بمانی تا نوبتت فرا برسد.
اینهمه ستم در حق سرزمینی که یک تاریخ را بهدنبال میکشد روا نیست و جا دارد که یکبار برای همیشه تمام شود این سیاست و سیاستزدگی و دستبردارند سیاسیونی که ظاهراً چیزی جز سیاست نمیبینند.