طوفان تند گرانیها، زندگی آبرومند و سادهی طبقهی کارگر ایران را جاروب کرده است. امروز، نه خانهدار شدن و داشتن سرپناه شخصی، نه خرید یک خودروی ساده (حتا یک پراید با کمترین امکانات) و نه حتا یک سفر کوتاه آخر هفته به شمال، هیچ یک، جزو برنامههای زندگی خانوادههای کارگری نیست؛ طبقهی کارگر در تقلای زنده ماندن و تامین نیازهای سادهای که خانواده را بهعنوان یک ارگان حیاتی اجتماع سر پا نگه دارد، روز را با دو یا سه شیفت کار به نیمهشب گره میزنند اما بازهم گرههای کور زندگی باز نمیشود.
وقتی این روزگارِ کارگری جوان و مجرد با مدرک کارشناسی است، کارگران متاهل و صاحب فرزند چه روزگاری دارند؟ «شهر» در تب نان میسوزد و گرانی چندین و چندبارهی کالاهای ضروری خوراکی ازجمله لبنیات، برنج، گوشت، مرغ و تخم مرغ و البته دارو، جایی برای دغدغههای فراتر نگذاشته است. همهچیز خلاصه شده است در تقلای ناکام برای زنده ماندن!
در چندماه اخیر، برخی قیمتها به شدت نجومی شده؛ در همین مدت کوتاه، اقلامی مانند لبنیات، دو یا حتا سهبار گران شدند؛ داروها و ضروریات زندگی مردم نیز از دسترس خارج شده و در این میان، دولت و تصمیمسازان، در اظهارنظرها و جهتگیریها، میلیونها انسانِ درگیر بحران جدی را فراموش کردهاند؛ یادشان نمیافتد که اگر اوضاع تغییر اساسی نکند، شهر در تب نان، خاکستر میشود! /بهارنیوز